
عمارت و باغ اکبریه، یکی از بناهای تاریخی شهر بیرجند است.باغ اکبریه در دوره قاجاریه و توسط شوکت الملک در دو طبقه ساخته شدهاست. این باغ در انتهای خیابان معلم در روستای اکبریه که از توابع استان خراسان جنوبی می باشد، واقع شده است. باغ اکبریه با گسترش شهری بیرجند اکنون در داخل شهر قرار گرفته است این باغ در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. باغ اکبریه در ۲۰ خردادماه سال ۱۳۷۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.![]()
باغ اکبریه شامل چند قسمت است که قدیمیترین آن عمارت دو طبقه ی حشمت الملک در منتهی الیه شرقی این باغ می باشد. دو بخش دیگر عبارتند از طبقه همکف که دارای دو دالان و راهرو نسبتا طویل است و ارتباط میان سه بخش مهم مجموعه، یعنی باغ اصلی، باغ جنوبی و اصطبل را برقرار میکند و عمارت مرکزی با عملکرد تشریفات و پذیرایی از مهمانان که تقریبا به عنوان هستهٔ مرکزی باغ به حساب می آید و از تزیینات و چشمانداز بسیار عالی برخوردار است.![]()
این کوشک در دو طبقه ساخته شده است و دارای تزیینات منبت، مشبک و نیز ارسی با شیشههای رنگی، تزیینات گچی با طرحهای اسلیمی و هندسی میباشد. وجود درختان بلند قامت کاج در دو طرف خیابان و نیز خیابان های منتهی به خیابان اصلی عمارت مرکزی بر زیبایی و طراوات باغ و نمای آن افزوده است. باغ جنوبی واقع در جبهه جنوبی و کوچکتر از باغ شمالی است. این باغ بوسیله فضاهایی چون فضاهای خدماتی، عمارت مرکزی و دیواره غربی اصطبل احاطه شده است. یکی از عناصر مهم، استخر نسبتا بزرگ با طرح مربع است که بخش عمده فضای باغ را به خود اختصاص داده است. استخر در وسط دارای سکویی مربع شکل است. باغ اکبریه که در خیابان معلم بیرجند واقع شده است، هم اکنون در اختیار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است.باغ اکبریه در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. ![]()
کاربری کنونی عمارت و باغ اکبریه
هم اکنون بخشهای مختلف باغ و عمارت اکبریه مورد استفادة ادارة کل میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی است. بخش احداث شده در اوایل دوره قاجار، به عنوان کتابخانه فعال است. از بخش مرکزی که در دوره قاجار احداث شده به عنوان موزة باستانشناسی و مردمشناسی استفاده میشود. بخش ساخته شده در دوره پهلوی کاربری اداری دارد و بالاخره دیگر بخشها به سفرهخانه و چایخانه سنتی اختصاص یافتهاست. در موزه حیات وحش این مجموعه، نمونههای شاخص، کمیاب و نادری از پوشش جانوری منطقه جنوب خراسان به ویژه شهرستان بیرجند به معرض نمایش گذاشته شده است و کمیاب ترین گونههای پرندگان جنوب خراسان در این مجموعه قرار گرفته اند همچنین در موزه باستانشناسی و مردم شناسی باغ اکبریه که در طبقه همکف واقع شده است، بخشی از معیشت، آداب و رسوم، مشاغل و حرفه منطقه جنوب خراسانبه نمایش گذاشته شده است.
باغ و عمارت اکبریه , اکبریه بیرجند , عمارت اکبریه بیرجند , باغ اکبریه بیرجند , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , بلیت
خانه انیس الدوله عمارتی که کمتر رهگذری از تاریخچه آن چیزی می داند، ساختمانی است پشت ایستگاه اتوبوس که رنگ سفید بر آن پاشیده اند و خبری از شکوه خانه های قجری در بیرون آن نیست. آنچه در این بنا بیش از هر چیز چشم ها را به سمت خود جلب می کند، تابلوی عریض و طویل «اتحادیه تهیه و توزیع گوشت گوسفندی تهران» است.
این عمارت تاریخی با 140 سال قدمت، متعلق به فاطمه سلطان خانم انیسالدوله، سومین همسر عقدی ناصرالدین شاه قاجار و ملقب به ملكه ایران بوده است.انیس الدوله همسر سرشناس و با نفوذ ناصرالدین شاه (1258-1314) بود و این خانه، که به نام وی شهرت دارد، گویا پس از ترور ناصرالدین شاه محل زندگی وی در آخرین ماه های حیاتش بوده است.
![]()
انیس الدوله کیست؟
انیس الدوله محبوب ترین و با نفوذترین چهره دربار ناصرالدین شاه بود. مقام او بر سایر همسران شاه برتری داشت و عملا می توان او را ملکه سلطنتی ایران دانست که نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی را از او دریافت کرده بود.
انیس الدوله، با اسم اصلی فاطمه، دختر یتیمی بود که توانست تا مرحله سوگلی بودن اندرونی پرجمعیت شاه قاجار برسد. او اهل روستای امامه لواسان بود و در جریان یکی از شکارهای ناصرالدین شاه، شاه او را که چوپانی گله عمویش را می کرد دید و کمی با او گپ زد. فاطمه نوجوان در همان چند لحظه دل شاه را برد، طوری که او بلافاصله بعد از برگشت از شکارگاه، این دختر را به قصر آورد و به دست جیران یکی از زنان محبوب خود سپرد تا آداب و رفتار زندگی درباری را به او یاد بدهد.
![]()
بعد از مرگ جیران، شاه با انیس الدوله ازدواج کرد. او بعد از ازدواجش مدام در دربار ترقی کرد و به نوعی ملکه غیررسمی ایران بود. به رغم اینکه انیس الدوله با معیارهای زیبایی شناسانه امروز فاصله زیادی داشت، اما شاه آنقدر به او علاقه داشت که انیس الدوله می توانست هر مقامی را عزل یا نصب کند.
در بین این 84 زن حرمسرای ناصرالدین شاه، فقط یک نفر بود که واقعا عاشق شاه قاجار بود و داستان مرگش را اینطور نوشته اند که وقتی بعد از ترور ناصرالدین شاه، مقرری ماهانه اش را پیش او بردند، او با دیدن عکس ناصرالدین شاه بر روی اسکناس آنقدر گریه کرد تا حالش بد شد و از همین بیماری درگذشت.
موقوفات این زن مقتدر قجری نیز قابل توجه است و شامل وقف «جیقه الماس» به حرم امیر المومنین(ع)، «پرده مروارید» به آستان اباعبدالله (ع)، ضریح نقره برای شهدا کربلا، «نیم تاج الماس» به آستان مقدس امام رضا(ع)، تعمیر درنقره طلاکوب مسجد گوهر شاد، وقف روستای کاشانک، بنای پلی در ناصر آباد از توابع لواسان و... است. ![]()
عمارت انیس الدوله در جنوب طولانی ترین خیابان پایتخت یعنی خیابان ولیعصر(عج) ، بالاتر از چهار راه مولوی ، روبروی مهدیه تهران قرار دارد.
تاریخچه کاربری های خانه تا امروز
مالکان قاجاری، این بنا را در زمان پهلوی اول به آموزش و پرورش میفروشند و پس از آن عمارت از صورت مسکونی خارج شده و به شکل مدرسه درمیآید که پروفسور محمود حسابی یکی از دانشآموختگان همین مدرسه بوده است. در سال 1330 هم این بنا به تملک شخصی به نام نادر اصفهانی درمیآید و از دهه 1350 به دلیل نزدیکی این ساختمان به کشتارگاه ، ساختمان تبدیل به اتحادیه گوشت گوسفندی تهران شده و تا همین الآن هم تنها کاربریاش همین است.
![]()
ویژگی های ظاهری خانه
این عمارت دو طبقه 721 متر مربع مساحت دارد و دو در ورودی از سمت خیابان دارد که یکی به ساختمان و دیگری به حیاط خانه راه دارد.حیاطی که یک حوض بزرگ با تنه درختان کهن در وسط آن به چشم می خورد. تزئیناتی با سرستونهایی به سبک یونانی و ستونهای حجاری شده با پایه های گچبری شده و نقاشی شده و شومینههای قدیمی از جمله زیبایی های این خانه است.
طبقه همكف با اختلاف یك پله از كف حیاط پایینتر است و شامل یك ایوان رو به جنوب ، دو اتاق اصلی در شمال ایوان و یك انبار در منتهیالیه غربی و آشپزخانه و حمام و رختكن و توالت در بخش شرقی مجموعه است. طبقه اول نیز شامل یک ایوان رو به جنوب است كه در شمال این ایوان 2 سالن بزرگ، یك فضای پشتیبانی (آبدارخانه) و یك پیشفضا در ضلع شرقی سالنها قرار دارد. در انتهای ضلع غربی نیز یك راهپله ارتباطی با طبقه پایین احداث شده است.
خانه انیس الدوله , انیس الدوله , ناصرالدین شاه , سوگلی ناصرالدین شاه , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی
محوطه تاریخی بیستون در شهرستان هرسین استان کرمانشاه واقع است و از اعتباری مضاعف در تاریخ ایران باستان برخوردار است. محوطه تاریخی بیستون در مکانی استراتژیک و مسلط بر سر راه مهم اتصال دهنده ی فلات ایران به بین النهرین قرار گرفته و از دوران باستان مورد استفاده بوده است. محوطه تاریخی بیستون آثاری از پیش از تاریخ تا حکومت های اسلامی در خود جای داده . آثاری همچون : غار شکاچیان - مر خریل - مر تاریک - مر آفتاب - مر دودر - تپه نادری - سراب بیستون - جاده حاشیه سراب - بقایای گورستان قدیمی - دژ تاریخی مدفون - نیایشگاه شاهنشاهان ماد - نقش برجسته داریوش بزرگ - مجسمه هرکول - نقش برجسته میتریدات دوم شاهنشاه اشکانی - نقش برجسته گودرز - سنگ بلاش - پرستشگاه شاهنشاهان پارتی - بقایای شهر باستانی هخامنشیان و پارتیان - بقایای بناهای ساسانی - کتیبه فرهاد کوه کن - بقایای پل ساسانی - بقایای سد ساسانی – سنگ های تراشیده ساسانیان - کاروانسرای ایلخانی – بنا های ایلخانی – کاروانسرا های صفوی - وقف نامه شیخ علیخان زنگنه - پل بیستون و آثار پراکنده دیگری در بیستون قرار دارد .
دلیل آن که همه این آثار در یک جای قرار داشته این بوده است که این محل بدون تردید از مکان های مقدس ایرانی شناخته می شده زیرا آب مظهر پاکی و روشنانی فراوان از دل کوه بیستون به بیرون روان است و داریوش بزرگ هم به دلیل اهمیت موقعیت کرمانشاه و کوه های صخره ای آن و آثار بزرگ نیاکان آریایی اش این مکان را برای کتیبه ارزشمند بیستون انتخاب نموده است .
وجه تسمیه
این محل در گذشته بغستون نام داشته به معنی جایگاه بغ، و آن به سبب اعتقاد روحانیون زرتشتی به این قسمت بوده که آن را نماد بغ(خدا) می دانسته اند، بعدها در اثر کثرت استعمال و مرور ایام به بیستون تغییر لفظ داده است.
![]()
کتیبه بیستون
کتیبه بیستون ( کتیبه داریوش ) بزرگترین کتیبه جهان، نخستین متن شناخته شده ایرانی و از آثار هخامنشیان واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را در سه زبان پارسی باستان ، عیلامی و بابلی نشان می دهد. متن پارسی باستان در 414 سطر و پنج ستون است .
نقش برجسته و کتیبه داریوش کبیر مدرکی کلیدی برای رمزگشایی خط میخی بود. در واقع به واسطه ی کتیبه بیستون بود که سر هنری راولینسون کار طولانی و پرزحمت خود را که منتهی به خواندن خط میخی فارسی باستان در سال 1847میلادی شد را آغاز کرد. کتیبه بیستون را ملکه کتیبه های شرق باستان و لوح روزتای آسیا لقب داده اند. این اثر در تاریخ 15/10/1310 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
سنگ نبشته بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنه رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می کرده اند و پس از پایان کار پکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده اند. سنگ نبشته بیستون بر سنگ هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده است به نظر می آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده اند.
![]()
مجسمه هرکول
مجسمه هرکول که به نظر می آید تندیسی از تجاوز اسکندر گجستک و حکومت سلوکیان به ایران باشد در بیستون در سال 1327 هجری هنگام احداث جاده آسفالته همدان به کرمانشاه در دامنه کوه کشف شد . پیکره هرکول شخص نیرومندی را نشان می دهد که به پهلوی چپ به روی نقش شیری در سایه درختی لمیده است و در دست چپ پیاله ای از شراب در دست دارد و دست چپش را بروی پای راستش قرار داده است . سر مجسمه هرکول در سال 1380 کنده و دزدیده شده بود که پس از چند سال کشف و دوباره به جایگاه اصلی خودش برگشت . درازای این تندیس 147 سانتی متر است . پشت تندیس هرکول کتیبه ای از زمان سلوکیان وجود دارد که مفهوم آن به این شرح است : " به سال 164 ماه پانه موی هرکول فاتح درخشان هیاکینتوس پسر پانیاغوس به سبب نجات کل امن - فرمانده کل - این مراسم بر پا شد . " که خوشبختانه این سلسه توسط مهرداد و تیرداد پارتی در هم کوبیده شد و سلسله شاهنشاهی ایرانی اشکانیان جایگزین آن شد و دوباره ایران رو به فرهنگ کهن خود رفت و دست متجاوزان را کوتاه نمود .
بیستون کرمانشاه , بیستون , تاریخی بیستون , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , ایرانگردی , گردشگری , بلیت , سفر , گردش , تور
محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .ياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .
![]()
سنگ نگاره اردشير دوم :
در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 – 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشوارهاي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است .
شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .
در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.
درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است .
![]()
ايوان كوچك :
اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .
در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .
پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور ميباشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .
پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .
مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد .
سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان »
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »
![]()
ايوان بزرگ :
مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .
تزئينات :
ديوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :
نما :
بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .
انتهاي ايوان :
ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .
در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .
شاه ، تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .
اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد .
كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .
اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .
تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .
در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .
آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .
همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چيندار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گلهاي رز تزئين شده است .
![]()
نقش سوار كار :
در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است .
اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است .
اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود .
بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف ، مسعودي و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است .
ديوارهاي جانبي ايوان :
ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .
![]()
صحنه شكار گوزن :
اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران بر روي سكويي
نشسته اند . برخي از اين رامشگران در حال كف زدن و برخي نيز چنگ مي نوازند . در مقابل اين رامشگران چهار نفر به حالت ايستاده در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . صحنه بعدي ، شاه را در حال شكار نشان مي دهد ، در اين صحنه شاه سوار بر اسبي است كه چهار نعل به دنبال گوزن ها مي تازد . در پشت سر شاه نيز شش اسب سوار در حال تاخت مي باشند . در پائين اين صحنه شاه كمان را بر گردن انداخته كه اين نشان ميدهد ، شكار پايان يافته است . در سمت چپ حصار ، چند نفر شتر سوار ، گوزن هاي كشته را حمل مي كنند .
![]()
صحنه شكار گراز :
اين صحنه در قابي به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاري شده است . در سمت چپ اين قاب ، 12 فيل در 5 رديف عمودي نقش شده كه بر روي هر كدام از اين فيلها، دو نفر سوار شده است . اين فيل با نان در حال رم دادن گرازها از مخفي گاه باطلاقي خود به درون نيزارها مي باشند . در قسمت بالاي صحنه شكار ، قايق پارويي ديده مي شود كه در داخل آن پنج نفر در حال كف زدن مي باشند ؛ همچنين دو پارو زن در داخل اين قايق وجود دارد . در مركز صحنه ، شاه در داخل قايقي ايستاده كه در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند . شاه با تير و كمان در حال تيراندازي به طرف دو گرازي است كه به سوي او جهيده اند . در داخل اين قايق ، چهار نفر قرار دارد . نفر اول و پنجم ، پاروزن هستند و نفر دوم خدمه شاه است كه تيري در دست دارد . نفر چهارم نيز چنگ نوازي است كه در حال نواختن چنگ مي باشد . در اطراف اين قايق ، پرندگان و ماهيان در ميان گياهان آبزي در حركتند . در عقب قايق شاه ، قايق ديگري ديده مي شود كه چهار نوازنده زن ، در حال نواختن چنگ مي باشند . در سمت راست قاب ، صحنه پايان شكار نشان داده شده است ، در اين صحنه شاه در داخل قايقي ايستاده و كماني كه زه آن باز ميباشد به نشانه خاتمه شكار در دست چپ گرفته است ، همچنين برخلاف صحنه قبل ، در كمر شاه شمشيري ديده نمي شود . بر دور سر او نيز هاله اي قرار دارد . در عقب اين قايق ، قايق ديگري وجود دارد كه در داخل آن ، زنان نوازنده در حال نواختن چنگ ميباشند . در قسمت پائين صحنه پنج فيل سوار ، در حال جمع آوري گرازهاي شكار شده ، نقش شده است . اين عمل جمع آوري گرازها ، به وسيله خرطوم فيل صورت مي گيرد و خدمه فيل ها با گرزهايي كه در دست دارند ضربه آخر را بر گرازها وارد مي كنند . در داخل قاب ، در قسمت بالا ، گرازهاي شكار شده بر روي فيل ها نشان داده شده و در قسمت پائين ، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده و خدمه ها در حال قطعه قطعه كردن آنها مي باشند
![]()
تاريخ گذاري :
در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن erdmann ) )مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است .
ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( herzfeld ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .
ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( von.gall ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .
سنگ نگاره دوره قاجار :
در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .
در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .
درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .
در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .
در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .
درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه ميشد .
طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است.
طاق بستان , تاق بستان , طاق بستان کرمانشاه , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , ایرانگردی , گردشگری , تور , سفر , بلیت , گردش
![]()
این باغ در خیابان عفیف آباد شهر شیراز واقع است و هم اکنون در اختیار ارتش قرار دارد و یکی از بزرگترین موزههای سلاح خاور میانه در آن وجود دارد. در این موزه سلاح های گرانبهایی همچون تفنگ فتح علی شاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه قاجار، رضا شاه ومحمد رضا شاه پهلوی و مسلسل رییس علی دلواری دیده می شود.جلوی پلکان ورودی نیز ارابه ای ویژه ی تشییع جنازه ی رضا شاه پهلوی و توپ فتح علی شاه قاجار دیده می شود.
باغ عفیف آباد نمونهٔ کاملی از هنر گل کاری ایرانی است. سازنده عمارت باغ، میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم است که در سال ۱۲۸۴ ه.ق. آن را احداث نمود. باغ عفیف آباد که آن را باغ گلشن نیز می نامند، در مغرب شیراز و در جنوب خیابان قصرالدشت بالاتر از باغ قدیمی رحمت آباد و در انتهای خیابان عفیف آباد واقع است.
![]()
این باغ یکی از قدیمی ترین و زیباترین باغ های شیراز است . این باغ در دوره صفویه از باغهای آباد و مهم شیراز و محل نزول پادشاهان بوده است. یعقوب خان ذوالقدر حکمران فارس در زمان شاه عباس صفوی، در قسمتی از اراضی .این باغ قلعهای محکم ساخته و برای بنای این قلعه سنگهای گورستان جعفرآباد و مصلی را بکار برده است.
باغ عفیف آباد وسعتی حدود ۱۲۷۰۰۰ متر مربع دارد.این باغ در دوره صفویه از باغهای مهم و گردشگاه پادشاهان بود. در این دوران این باغ توسط شاهان صفوی مورد استفاده قرار میگرفته است.در زمان قاجاریه، میرزا علی خان قوام الملک این باغ را خریداری و اقدام به نوسازی باغ و درختان کرد و عمارتی زیبا و آراسته در آن بنا نمود. قوام دوم قناتی در نزدیکی باغ را برای آبیاری آن خریداری کرد.
![]()
در اواخر دوران قاجار این باغ به دست عفیفه خانم، خواهر زاده بانی باغ میرسد. وی در این باغ دگرگونی و بهسازی گستردهای پدید آورد و به همین جهت پس از آن این باغ به نام عفیف آباد معروف میشود. اما وارثین باغ در زمان پهلوی آن را به فرح پهلوی همسر محمد رضا شاه هدیه میدهند. در سال ۱۳۴۰ ارتش در مزایده این باغ را خریداری میکند تا اینکه پس از انقلاب اسلامی و به کوشش ارتش جمهوری اسلامی و همزمان با روز ارتش در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۷۰، باغ عفیف آباد به موزه نظامی شماره ۲ کشور مبدل میشود.این مجموعه شامل یک کاخ سلطنتی، موزه سلاحهای قدیمی و یک باغ ایرانیست که همگی برای بازدید عموم هستند.
باغ عفیف آباد , عفیف آباد شیراز , باغ موزه عفیف آباد , تور , بلیت , ایرانگردی , گردشگری , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی
مسجد جامع ساری که در شهر ساری در استان مازندران قرار دارد، به دلیل قدمت خود یکی از جاذبه های تاریخی مذهبی این شهر محسوب می شود که ضمن اهالی محلی، گردشگران نیز از آن بازدید می کنند. این مسجد در قسمت غربی خیابان انقلاب و در محدوه مرکزی شهر ساری، روبروی خیابان قارن در محله چنار بن واقع شده است. این مسجد در مرکز شهر و در مجاورت بازار نرگسیه قرار دارد.
آن طور که در تاریخ آمده این مسجد کهن ترین مسجد دیار علویان در سرزمین طبرستان است. مسجد جامع ساری جز معدود مساجد تک ایوانی ایران است و هم عصر مساجدی مثل فهرج یزد و تاریخانه دامغان می باشد. مسجد در دوره های مختلف به ویژه در زمان پهلوی اول و قاجار به کرات بازسازی و مرمت شده است. پیشینه تاریخی بنا طبق مستندات متون قدیمی به اوایل اسلام بر می گردد. از اینکه بنا در دوران خلافت بنی عباس بنیان گذاشته شده اختلافی وجود ندارد ولی سخن در بنیانگذار است، عده ای پس از شکست اسپهبد خورشید، ابو الخصیب و گروهی یحیی بن یحیی را بنیانگذار می دانند اما در سال ۴۱۱ هجری قمری تقریباً متفق القولند.
این مسجد سه محراب دارد. سردر ایوان با کاشی های معرق و کتیبه کوفی تزئین شده است. سقف ورودی شمالی دارای تزئینات رسمی بندی و بام بنا تمامی سفالپوش است.
حیاط مسجد هسته مرکزی بناست. بنا دارای شبستان های وسیعی می باشد که شبستان جنوبی شبستان اصلی و دارای محراب و منبر چوبی مشبک است. شبستان شمالی و غربی مشتمل بر یک هشتی با سقف گنبدی شکل می باشد که عبور از آن امکان دسترسی به حیاط مسجد را فراهم می سازد. دو گلدسته آجری در قسمت بام ایوان جنوبی وجود دارد.
در مورد مسجد جامع ساری یک نکته جالب وجود دارد و آن این است که اکثر مردم ساری معتقدند این مسجد روی بنای یک آتشکده مربوط به دوران ساسانیان ساخته شده. بسیاری از جهانگردان خارجی که در دوره های تاریخی مختلف به ساری سفر کرده بودند نیز تحت تاثیر قول عامه همین را نقل کرده که ظاهرا چندان درست نیست.
این اثر در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۷۷ با شماره ثبت ۲۲۷۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجد جامع ساری , مسجد جامع , جامع ساری , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی ,، تور , بلیت , گردشگری , ایرانگردی , مازندران
نصیرالملک (مسجد صورتیِ ایران) مثل تماشا کردن از داخل یک زیبابین است.
صورتیترین مسجد دنیا اینجاست! این مسجد رنگین کمانی زیبا به کسانی هدیه میکند که صبح زود از خواب بیدار میشوند و سری به آن میزنند.
مسجد صورتیِ ایران!
وقتی نور خورشید به شیشههای رنگی مسجد میتابد تازه بازی رنگ و نور شروع میشود.
از بیرون که به نمای مسجد نگاه کنید شاید در نظر اول چیزی جز یک بنای معمولی مذهبی نبینید؛ اما حقیقت این است که دنیایی از رنگ در دل نصیرالملک پنهان است. از آستانهی درب اصلی مسجد که وارد شوید حوض نسبتا بزرگی را میبینید که در فصول گرمتر سال مثل بهار و تابستان با گلدانهای شمعدانی تزیین شده.
از همان لحظهی ورود نقوش بسیار ظریف کاشیها و رنگهای آبی و صورتیِ جذاب جلب توجه میکند.
نصیرالملک دو شبستان شرقی و غربی دارد؛ در شبستان شرقی و دالان شمالی آن وقتی به سردر نگاه کنید شعر بسیار زیبایی از «سعدی» خودنمایی میکند:
غَرض نقشیست کز ما بازماند
که هستی را نمیبینم بقایی
مگرصاحبدلی روزی به رحمت
کند در حق اُستادان دعایی
نور در معماری ایرانی نقش مهمی دارد و این نکته در نصیرالملک به اوج خود میرسد. نصیرالملک رنگینکمانی از رنگهاست. آنقدر رنگین و تماشایی که گردشگران شیراز حتما بازدید از آن را درلیست خود قرار میدهند. علیرغم قدمت حدودا 150 ساله این مسجد، مردم هنوز برای عبادت به آن میروند.
نصیرالملک همچنان از نظر مذهبی فعال است.
برای دیدن رنگهای زیبای این مسجد حتما باید زمانی که نور خورشید به آنها میتابد در مسجد باشید. معمولا تا قبل از ساعت 9 صبح بهترین زمان برای بازدید از این اثر تاریخیست. عموم گردشگران معتقدند بهترین بازه برای بازدید بین ساعت 8:00 الی 10:00 صبح است. ممکن است در این زمان کمی شلوغ باشد اما بازهم امکان تماشا وجود دارد.
نور که میتابد مثل دمیدن روح در شیشههای رنگیست، چشم باز میکنید و رنگینکمانی از رنگ در مقابلتان خواهید یافت.
وسوسه عکاسی در چنین فضای زیبایی دست از سرتان برنخواهد داشت! بنابراین در سفر به شیراز دوربین عکاسی اولین چیزی باشد که در چمدان میگذارید. وقتی نور از پشت پنجرهها به داخل مسجد میتابد و نقش آنها بر روی زمین و فرشها میافتد، بهترین زمان برای عکاسیست.
بگذارید نور روی صورت و دستانتان بیفتد و در همین لحظه قاب تصویر خود را ببندید.
کاشیکاریهای نصیرالملک خود سوژهی دیگری برای گرفتن عکسهای زیباست. اینهمه رنگ و ریزهکاری قابل تصور نیست.
علت شهرت نصیرالملک به مسجد صورتی دقیقا همین کاشیهای صورتی و آبیست.
مسجد نصیرالملک کجاست؟
در شیراز حوالی خیابان لطفعلیخانزند از هرکس که سراغ مسجد را بگیرید به شما نشانش میدهند. بین چهارراه مشیر تا بلوار زینبیه، محدودهایست که مسجد در آن واقع شدهاست.
مسجد نصیرالملک , مسجد شیراز , تور , گردشگری , ایرانگردی , بلیت , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی
![]()
این امامزاده که از سالهای دور زیارتگاه مردم منطقه مازندران و شهرستان محمودآباد بوده ، دارای کرامات متعددی است که شهروندان قدیمی این شهر آن را بازگو میکنند و در دهههای گذشته نیز این امامزاده در میان تپهای قرار داشت که بعدها یک اتاقک کوچکی برای آن ساخته و به مرور در نظام مقدس جمهوری اسلامی ساختمانی در شان امامزاده ساخته شده است که زائران زیادی را به ویژه در مراسمهای مذهبی و عزاداری پذیرا میباشد.
از جمله نگاه ویژه مردم شهر به این امامزاده، حضور دستهجات عزاداری در محرم و به ویژه در روز تاسوعا و عاشورای حسینی است که میتوان به آن اشاره کرد و همچنین این مکان هم اکنون به مرکز تجمعات فعالیتهای قران و فرهنگی شده است.
امامزاده قاسم جوانی از اهل بیت (ع) به سن ۱۶ تا ۱۸ ساله بود که در زمان خلافت هارون الرشید (لعنت الله)، بر اثر زخم شمشیر بر فرق سرش، در همین مکان به شهادت رسیده و در همین جا دفن شده است .
امامزاده قاسم محمودآباد , امامزاده قاسم , امامزاده محمودآباد , عطیه مومنی , رضا نورمحمدی , تور ، بلیت , گردشگری , ایرانگردی , مازندران
کمی دورتر از شهر تهران و در حاشیه غربی دشت کویر، منطقهای واقع شده که علاوه بر جاذبههای طبیعی کویر و نیز گونههای جانوری کمیاب و در حال انقراض، دارای آثار تاریخی با ارزش و منحصر به فردی است. کاروانسرای شاه عباسی قصر بهرام یکی از جاذبههای تاریخی این منطقه است. این بنا که بیشتر شبیه کاروانسراهای شهری است و شبــــاهت آن به کاروانسراهای میان راه کمتر است، به گفته برخی از کارشناسان برخلاف نامش ساختمانی برای اقامت سلاطین صفوی در مواقع شکار و سفرهای شاهانه بوده است.
قصر بهرام در ۱۵۴ کیلومتری جنوب تهران و بر سر راه جاده سنگی قدیمی و کاروانروی کویری اصفهان ـ کاشان ـ گرمسار قرار دارد، که از گرمسار به مازندران و خراسان منتهی میشود. این جاده در طول مسیر خود از کاروانسرای عینالرشید تا گرمسار به جاده سنگفرش معروف است.کاروانسرای عینالرشید در ۴کیلومتری جنوب غربی کاروانسرای قصر بهرام واقع شده است. ظاهر بیرونی این کاروانسرا به شکل مربع است و نمای آن از سنگهای بزرگ و منظم آهکی و سفیدرنگ است. قصر دارای چهار برج بلند و نیم دایره و دو دروازه شمالی و جنوبی است. سنگ بزرگ و یک تکهای بر سر در ورودی شمالی آن است، دو اتاقک در دو طرف این سر در وجود دارد که به احتمال قراولخانه بوده است. پاشنه درب دروازههای ورودی بر روی سنگهایی قرار داشتند که در درون سوراخهایی که در آنها ایجاد شده بود میچرخیدند.
این قصر به صورت چهار ایوانی است و اتاقها در اطراف حیاط یاصحن مرکزی قرار دارند. حیاط مرکزی محوطهای بزرگ و هشت ضلعی است و ۲۴ اتاق در اطراف آن وجود دارد. حوض چهارگوشی به عمق حدود ۲ متر در وسط حیاط مرکزی دیده میشود. غیر از این حیاط مرکزی حیاط بزرگ سادهای با طاق بلند ضربی در طرف شرقی آن وجود دارد. در طرف غربی حیاط مرکزی، تالاری وسیع قرار دارد که داخل آن دارای قسمت شاهنشین و تاقچههایی در اطراف و یک ایوان در جلوی تالار است.
در زیر ایوان، سردابی کهنه قرار دارد. در پشت اتاقهای اطراف حیاط طویلههای بزرگی برای نگهداری چهارپایان و نیز محلی برای خواب و پخت و پز و نیز راهروهای غلام گردشی وجود دارد که در اختیار غلامان قرار داشت.
یکی از شاهکارهای تاریخی این بنا سیستم آبرسانی آن است. آب بهوسیله دو مجرای روی هم که مجرای زیرین از لولههای سفالی تشکیل یافته و مجرای فوقانی همچون نهری سنگی است که توسط تخته سنگهای یکپارچه سفید ساخته شده است که آنها را به شکل مقعر تراشیدهاند، و آبراههای را تشکیل میدهد که آب را از چشمه شاهی که در فاصله ۵/۷ کیلومتری کاروانسرا و در دامنه سیاه کوه واقع شده است، به درون حوضی که در حیاط مرکزی کاروانسرا است منتقل میکند.
شاهان صفوی در ضمن مسافرتهایشان به مازندران یا خراسان و یا در زمانی که به شکار میرفتند در این کاروانسرا اطراق میکردند، با این وجود در محوطه وسیعی که حصار محکمی آن را حمایت میکرد دو حیاط وجود داشت که با هم مرتبط بودند ولی هر کدام مدخل جداگانهای داشتند. بنابراین ممکن هم بود که یکی از آن حیاطها به بازرگانان و دیگری به مسافران اختصاص داده شود. ممکن هم بود که در موقع اقامت شاه یا هیاتهای رسمی دولتی یکی از آن حیاطها را از دیگری به کلی جدا کنند. در پشت اتاقهای اطراف حیاط طبقه پایین به نگهداری چهارپایان اختصاص یافته بود و اطاقهای بالای آن مخصوص اقامت مسافران بود که فرم این اتاقهای مجزا مانند سکو است. این ظاهر ناهماهنگ در بسیاری از ساختمانهای دوران صفوی به چشم میخورد. ولی برعکس نمای خارجی کاروانسرای قصر بهرام با تخته سنگهای بزرگی که تراشیده شده و با دقت روی هم قرار داده شدهاند جلب نظر میکند.
در سیاهکوه که در نزدیکی این کاروانسرا قرار دارد، رگههای سنگی نرم که تراشیدن آن آسان است وجود دارد و مجاورت این کاروانسرا به سیاهکوه موجب شده است که از آن سنگها به مقدار زیاد استفاده کنند. سازنده این بنا تخته سنگهای بزرگ تراشیده را با دقت مخصوصی بر روی هم قرار داده است، و بهخوبی قابل فهم است که از اصول حجمشناسی بیاطلاع نبوده است. قسمت داخلی طاق نماهای طرفین با آجر بنا شدهاند. تنها قوسهای سر درها با سنگ تراشیده چیده شده است ولی قرار دادن تخته سنگها به همین جا پایان یافته و به دیوار طرفین تجاوز نکرده است. دو سر در بزرگ (یکی به صورت برجستگی مستطیل شکل به خارج دیوار تجاوز کرده و دیگری با اضافه شدن دو طاق نما یا طاقچه ظاهر زیباتری پیدا کرده است) از نظر زینتهای خارجی (در داخل طاقنماها و اطراف طاقچه) از تزیینات ساختمانهای آجری الهام گرفتهاند. برای اینکه برجها سبکتر به نظر بیایند، روی نمای خارجی آنها سطوح مختلفی بهوجود آوردهاند. هرکدام از زاویههایی که به این طریق به وجود آمده روی یک پایه ستونی قرار داده شده است و به این طریق یک نوع تضاد سایه و روشنی بهوجود آورده که خالی از لطف نیست.
در بعضی از ساختمانهای دیگر ایران مانند آرامگاه علاالدین در ورامین و برج طغرل در ری نیز روش فوق بهکار رفته و سطوح یکپارچه را با شکستن آن و تقسیم کردن به سطوح متعدد، زیبایی به آنها بخشیدهاند و سطوح استوانهای را به سطحهای کوچکتر مستطیل مبدل کردهاند ولی مصالحی که در قصر بهرام به کار برده شده محکمتر و درشتتر هستند و این در ساختمانهای فلات ایران تازگی دارد و این فکر را به ذهن میآورد که شاید ساختمان این کاروانسرا تقلیدی از ابنیه نواحی دیگر خاورمیانه باشد.
تاریخ اصلی بنای کاروانسرا بطور دقیق مشخص نیست. در دیواره کناری دروازه شمالی جای خالی کتیبهای که میگویند کاشی بوده است دیده میشود. بر مبنای وجود آجرهای قدیمی در کف سردابها احتمال دارد که ساختمان کنونی کاروانسرا بر یک بنای ویرانه باستانی نهاده شده باشد. و نیز از سفالهایی که در اطراف کاروانسرا یافت شده بعضی نیز عقیده دارند که این بنا پیش از دوره صفویه ساخته شده باشد. ولی در هر صورت این بنا یا در دوره صفویه ساخته شده یا اینکه در دوره صفویه تعمیر و بازسازی شده است.
کاروانسرای شاه عباسی قصر بهرام که به کاروانسرای عباسآباد نیز مشهور است در حال حاضر به عنوان پاسگاه شکاربانی پارک ملی کویر و نیز مهمانسرایی برای اقامت گردشگران و محققین مورد استفاده قرار میگیرد. این کاروانسرای سنگی توسط سازمان حفاظت محیط زیست با نظارت سازمان میراث فرهنگی تعمیر و مرمت شده است.
دو مسیر آسان برای دسترسی به کاروانسرای شاهعباسی قصر بهرام وجود دارد که یکی جاده سنگفرش است که از گرمسار به روستای کهک سپس از طریق جاده سنگفرش وارد محدوده پارک ملی کویر شده و از آنجا به قصر بهرام میرسد که البته این مسیر برای اتومبیل مناسب نیست. مسیر دیگر از طریق ورامین ـ پیشوا ـ ابردژ ـ پاسگاه مبارکیه و سپس قصر بهرام است که جاده نسبتاً خوبی برای عبور اتومبیل است. به هرحــال برای سفر به این کاروانسرا باید مجوز ورود به پارک ملی کویر را از سازمان محیط زیست دریافت کرد.
این کاروانسرای سنگی توسط سازمان حفاظت محیط زیست با نظارت سازمان میراث فرهنگی تعمیر و مرمت شده است.
برای رسیدن به قصر بهرام میتوانید از چهار مسیر استفاده کنید : 1- مسیر پیشوا , قلعه بلند , مبارکیه و سپس قصر بهرام 2- مسیر گرمسار , لجران , کهک , جاده سنگفرش گرمسار و سپس قصر بهرام 3- مسیر ورامین , چرمشهر , بند علی خان ، محیط بانی شکرآباد , مبارکیه و سپس قصر بهرام 4- مسیر کاشان , آران , مرنجاب , سفیدکوه و سپس قصر بهرام
ایرانگردی , ایرانگردی نیوز , بلیت , تور , سفر , گردشگری , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , هتل , قصر بهرام , کاروانسرای قصربهرام
این بنا در سال ۱۰۱۰ هجری قمری به فرمان شاه عباس کبیر ساخته شده. شاه عباس اول، از نظر علاقه مندی به فرزند دل بند خویش این بنا را کاخ صفی آباد نام گذاری کرد. كاخ صفي آباد در جنوب غرب شهرستان بهشهر (استان مازندران) و در بالاي ارتفاعات منتهي به دشت قرار دارد. اين كاخ در زمان شاه صفي نوه شاه عباس توسعه پيدا كرده و عمارت با شكوه صفي آباد مرهون توجه خاص شاه عباس بود.
اين كاخ در ميان باغي زيبا به صورت بنايي مربع شكل كه داراي ابعاد 25 × 25 متر بوده و در دو طبقه ساخته شد. ورودي كاخ در سمت شمالي قرار داشته كه با عبور از پنج پله امكان دسترسي به داخل طبقه اول كاخ وجود دارد. طبقه اول داراي اتاقهاي متعدد بوده كه از طريق راهرو و هشتي امكان دسترسي به داخل آن وجود دارد. طبقه دوم نيز داراي راهرو و اتاق هاي زيبا است بنا بر روايت مورخان ديوارهاي دروني كاخ داراي نقاشيهاي گوناگون بوده كه متاسفانه امروزه، اثري از آن بر جاي نمانده است. از مصالح به كار رفته در اين كاخ، سنگ، آجر و گچ است كه در قرن اخير بر اثر ويرانيهاي پياپي ساخته شد اين كاخ در زمان حمله افغانها آسيب ديده و در زمان نادر شاه تعمير و بازسازي شد.
اين بنا در زمان قاجاريه نيز مورد مرمت قرار گرفت و در قرن اخير كاملا احياء شده است از کاخ صفی آباد و تا باغ شاه بهشهر که به عمارت چهل ستون مشهور است، یک راه زیر زمینی احداث شده بود که در مواقع ضروری مورد استفاده عبور و مرور یا سایر جریانهای دیگر میگردید. فاصلهٔ کاخ تا دریا در حدود ۱۶ کیلومتر است و در ایام سلطنت صفویه به ویژه شاه عباس کبیر این راه زیر زمینی جهت امور سوق الجیشی و جلوگیری از تهاجمات ازبکان و سایر ملل وحشی که در حول و حوش دریای خزر زندگی میکردند، استفاده میشد. در موازات کاخ صفی آباد چشمهٔ آبی موجود است که به چشمه «پلنگ خیل» شهرت دارد. این آب در ایام فرمانروایی صفویه با شکل روباز و قیمتی و نیز با تنپوشههای سفالی جریان داشت و در وسط ساختمان طبقه اول حرفی مرمر به شکل کثیر اطلاع احداث بود و در تمام طبقات ساختمان از دیواره و غیره به وسیلهٔ تنپوشههای سفالی آب جریان داشت تا تهویهٔ هوا برای ایام تابستان یا احتیاجات دیگر شود. این کاخ تا سطح دریای خزر حدود ۶۵۰ متر ارتفاع دارد که چراغهای بندرتركمن و بندرگز از آن نمایان است و تا ۳۰ کیلومتر چشم انداز دارد. این کاخ در حدود ۷۰ سال پیش طعمهٔ حریق شده و به کلی آثار و شکوه باستانی خود را از دست داد. مصالح ساختمانی آن نیز به غارت برده شد.
در سال ۱۳۱۵ رضا شاه دستور به تعمیر و مرمت کلیه تأسیسات کاخ را داد. مجموعه تاريخي صفي آباد که مشتمل بر يک کاخ و باغ بزرگي از دوره صفوي است پس از انقلاب اسلامي در اختيار وزرات اطلاعات قرار گرفت و تا اوايل سال 84 تصميمي درباره آزاد سازي عرصه و حريم اين کاخ صفوي گرفته نشده بود. با حضور مشاور در مجموعه باغ هاي تاريخي عباس آباد بهشهر به منظور تهيه طرح ساماندهي باغها، رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري دستور آزاد سازي مجموعه صفي آباد را براي قرار گرفتن در طرح ساماندهي داد.
اهالی شهر و کسانی که سالهای قبل از انقلاب را به خاطر دارند، میگویند در زمان شاه این ساختمان جهت بهره برداری جاسوسان آمریکایی در اختیار مستشاران آمریکایی بود و بعد از انقلاب فقط چند روزی به دلیل آگاهی دادن به مردم در مورد کارهای آمریکاییان درب آنرا گشودند و مجددا تا به امروز به دلیل اینکه ساختمان در اختیار یک نهاد نظامیست، از بازدید عموم جلوگیری میشود. به همین دلیل تا کنون عکس یا اطلاعات جامعی ای این شاهکار عصر صفوی در دست نیست.
صفی آباد بهشهر , بهشهر , کاخ صفی آباد , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , ایرانگردی , بلیت , سفر , تور , گردشگری